هر وقت شب می افتد ، دختران کودک روی تختخواب کوچک نرم دراز می کشند ، دست مادر خود را محکم نگه می دارند و به داستانهای شگفت انگیزی که توسط مادرشان گفته می شود ، انتظار می رود. این داستان ها شامل شاهزاده های شجاع ، شاهزاده خانم های زیبا ، جن های مهربان و کوتوله های هوشمندانه است. هر اسباب بازی شخصیت ها جذاب است ، گویی که او در آن دنیای خیالی است.
یک روز ، دختران کودک در جنگل گم شدند. او آنقدر ترسیده بود که به یک ضرر نگاه کرد. ناگهان ، او یک خرگوش کوچک زیبا را دید که لباس آبی پوشیده بود و به سمت او می پرید. دختران کودک با خود فکر می کردند: "این باید خرگوش کوچک در داستان مادر باشد!" او شجاعت خود را بالا برد و خرگوش کوچک را به یک جنگل مرموز دنبال کرد.

جنگل پر از رایحه ضعیف گلها است و خورشید از طریق شکاف های موجود در برگها بر روی زمین می درخشد و نور و سایه لکه دار را تشکیل می دهد. به نظر می رسد دختران کودک در دنیای افسانه رویایی هستند. او خرگوش کوچک را به یک خانه چوبی کوچک دنبال کرد. درب چوبی به آرامی باز شد و پشت سر هم خنده شاد از داخل به وجود آمد.
دختران کودک با کنجکاوی قدم می زدند و گروهی از کوتوله های ناز را با خوشحالی می رقصیدند. پس از دیدن دختران کودک ، آنها با اشتیاق او را دعوت کردند تا به مهمانی رقص خود بپیوندد. پرش با هیجان بالا رفت. مراحل رقص او سبک و برازنده بود ، گویی او با این دنیای افسانه ادغام شده است.
بعد از رقص ، کوتوله ها کتاب افسانه ای زیبا به شیائولی دادند. دختران کودک صفحات کتاب را باز کردند و دیدند که پر از انواع افسانه ها است. او خوشحال شد که فهمید که این داستانها دقیقاً همان مواردی هستند که دختران بچه ها قبلاً شنیده بودند. دختران کودک هر کوتوله را با قدردانی در آغوش می گرفتند ، و سپس کتاب افسانه را در راه بازگشت به خانه گرفتند.

از آن زمان ، دختران کودک هر روز در دنیای افسانه ها غوطه ور می شوند. او یاد گرفت که شجاع ، مهربان و تحمل باشد و همچنین یاد گرفت که دوستی و محبت خانوادگی را گرامی داشته باشد. او می دانست که این خصوصیات زیبا مواد مغذی است که او از افسانه ها به دست آورد.
دختران کودک امروز بزرگ شده اند ، اما او هنوز هم عشق خود را به افسانه ها حفظ می کند. او معتقد است که در قلب همه ، دنیای افسانه ای از خود وجود دارد. تا زمانی که یک بی گناهی کودکانه را حفظ کنیم ، می توانیم در این دنیا شادی و گرمای بی پایان پیدا کنیم.
داستان دختران کودک نیز به یکی از پری های پری در این شهر تبدیل شده است. هر وقت یک دختر بچه جدید به دنیا می آید ، بزرگسالان این داستان را می گویند تا آنها را باور کنند که در این دنیا پر از خیال و زیبایی ، هر دختر می تواند شاهزاده خانم در قلب او شود.